تبلیغات سه شنبه 16 مهر 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
محاکمه و زندان به جرم دگراندیشی
|
ایران امروز – آزار و پیگرد خودسرانه شهروندان بهائی در شهرهای مرکزی ایران همچنان ادامه دارد. یک شهروند بهائی در یزد که با شغل آزاد به موفقیت نسبی دست یافته، حکم حبس و تبعید گرفته و با توقیف و مصادره اموال روبروست، دختری بهائی در شیراز به خاطر خندیدن در هنگام قرائت دعای آل یاسین سر صف صبحگاهی محاکمه میشود، پدر دختر که به این سختگیری اعتراض میکند نیز محاکمه میشود! یک دانشجوی دگراندیش در شیراز به چندسال حبس تعلیقی محکوم میگردد.
حبس، تبعید، توقیف مغازه و لغو پروانه کسب
شهروندان بهائی در ایران از حق تحصیلات عالی محروم هستند و این محرومیت از تحصیل در دانشگاه همچنان ادامه دارد. شهروندان بهائی چارهای جز امرار معاش از راه شغل آزاد ندارند. در همین حال، به نظر میرسد که اگر یک شهروند بهائی در شغل آزاد به موفقیت نسبی دست پیدا کند، با مشکلات جدی روبرو خواهد شد.
آقای مهران بندی امیرآباد، ۴۵ ساله، شهروند یزد است که فاقد هرگونه سابقه کیفری است. ایشان به دلیل اعتقاد خویش از تحصیلات دانشگاهی محروم بوده و به شغل آزاد روی آورده است.. ایشان مدیرشرکت کامپیوتری میثاق کمند است.
شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی یزد، در تاریخ هفت شهریور ۱۳۸۷ مصادف با ۲۸ اگوست ۲۰۰۸ میلادی، آقای مهران بندی را به موجب دادنامه 286/87 به اتهام "اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی کشور و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و به نفع گروههای مخالف نظام ونگهداری تجهیزات ماهواره ای" با استناد به مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به سه سال و نیم حبس و سه سال تبعید از شهر یزد به شهربابک کرمان محکوم کرد. افزون برآن، پروانه کسب شرکت میثاق کمند لغو گردیده و ایشان به ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و فعالیت تجاری رایانهای نیز محکوم گشته است.
مغازه و انبار آقای مهران بندی و کلیه وسایل و اموال موجود در آن که عمدتأ قطعات کامپیوتری و متعلق به سفارشات مشتریان شرکت بوده است و کلیه حسابهای بانکی نامبرده توسط مامورین پلمپ و توقیف گردیده است.
این در حالی است که نامبرده بیش از ۳ ماه در بازداشت موقت بسر برده که بیش از ۴۰ روز آن در انفرادی و قرنطینه وزارت اطلاعات بوده و به دلیل مشکل قلبی و تنفسی چندین بار در بهداری زندان و بخش مراقبتهای ویژه (CCU) بستری گردیده است.
دادگاه با تخفیف قراربازداشت موقت و مرخصی آقای مهران بندی مخالفت نموده است و ایشان هم اکنون در بند موقت زندان مرکزی یزد بسر می برد.
محاکمه به خاطر خندیدن در حین قرائت دعای آل یاسین سر صف صبحگاهی
نسیم حقیقت، دانش آموزی است که در دبیرستان حضرت معصومه شیراز تحصیل میکند. وی به همراه ۶ دختربهائی دیگر به خاطر خندیدن در حین قرائت دعای آل یاسین سر صف صبحگاهی از مدرسه اخراج میشود. محاکمه وی به اتهام "اهانت به مقدسات" در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری شیراز هنوز ادامه دارد.
آقای عنایتالله حقیقت، پدر نسیم، به حکم اخراج دختر خویش اعتراض میکند. در نتیجه، خود ایشان نیز به اتهام "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی وبه نفع گروههای مخالف نظام" توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شیراز و شعبه ۱۵ دادگاه تجدیدنظر فارس مورد محاکمه قرار گرفته و به یک سال حبس تعلیقی محکوم میشود.
محاکمهی یک دانشجوی دگراندیش
آقای یونس میرحسینی، دانشجوی حقوق دانشگاه شیراز، به اتهام "عضویت در گروههای مخالف نظام(مارکسیستی) و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شیراز و شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر فارس به ۳۶ ماه حبس تعلیقی به مدت ۴ سال محکوم گردیده است.
وکالت افراد نامبرده را آقایان غلامحسین رییسی و فرهاد دادفر، اعضای کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری فارس، برعهده دارند. ایشان در گذشته نیز به دفاع از حقوق بشر شهروندان دگراندیش پرداختهاند. آقای هرمز هاشمی و خانم ماندانا کمالی سروستانی که از اعضای اصلی اداره کنندگان جامعه بهاییان شیراز بوده و به اتهام "اهانت به مقدسات اسلام" در شعبه ۱۰۸ دادگاه جزائی شیراز مورد محاکمه قرار گرفته بودند، با دفاع این دو وکیل از اتهامات وارده تبرئه شدند.
**برای رسیدن فریاد این بی گناهان به گوش همگان لینك این مطلب را برای همه ارسال نمایید**
یکشنبه 24 شهریور 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
به نام آزادی
صبح روز گذشته چهار جوان محروم از تحصیل شده بهایی به نامهای آرمین رحمانی ، صمیم پزشکی ، نوید خانجانی و حسام میثاقی برای پیگیری موضوعاتی چون اخراج از دانشگاه ، عدم اجازه ورود به دانشگاه و محرومیت از تحصیل خود به صرف داشتن دیانت بهایی به دفتر حجت الاسلام رهبر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی مراجعه نمودند.
این جوانان پس از پیگیریهای مستمر اما بی پاسخ از سازمان سنجش و وزارت علوم حمایت پیشین این نماینده مجلس که از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و همچنین امام جمعه موقت اصفهان نیز میباشد را نقطعه عطفی برای پیگیری مطالبات حقه خود در خصوص حق تحصیل ارزیابی نموده بودند.
در ابتدای حضور این دانشجویان محروم از تحصیل در دفتر نماینده مذکور ، فرد لباس شخصی که گویا از نیروهای امنیتی می باشد به نام "قندی" پیشتر عنوان نموده بود که دستوری آمده است مبنی بر عدم دخالت آقای رهبر در موضوع حق تحصیل این دانشجویان ، پس از حضور این جوانان در دفتر مذکور نیروی امنیتی مذکور حاضر در محل ضمن تهدید این افراد خواهان ترک دفتر از سوی جوانان بهایی شد ، لازم به توضیح است آقای رهبر نیز در پاسخ کوتاه و اولیه به این دانشجویان عدم توان خود برای ورود و پیگیری موضوع مذکور را عنوان داشته بودند.
اما معترضین خواهان گفتگو با نماینده مجلس و مطرح نمودن حق تحصیل بهائیان در مجلس شورای اسلامی بودند که با توجه به قوانین ، قانونی ترین راه پیگیری مطالبات حقه آنان محسوب میگردید ، انتظار برای ملاقات با آقای رهبر و اصرار نیروی امنیتی مذکور و تهدید دانشجویان برای ترک دفتر باعث برخورد خشن با آنان گردید.
نیروی امنیتی مستقر در دفتر که تلاش زیادی برای اخراج دانشجویان پیگیر از دفتر نماینده مجلس نموده بود با فراخواندن نیروهای نظامی و لباس شخصی که تماماً مسلح به سلاح گرم بودند در دفتر نماینده مجلس ، با بستن درب و پنجره ها و بیرون نمودن سایر مراجعه کنندگان و به صف نمودن چهار جوان مذکور اقدام به فضا سازی و تهدید و برخورد خشن با آنان نمودند .
در این اثنا آقای رهبر امام جمعه و نماینده مجلس مردم اصفهان در شورای اسلامی از اتاق کار خود خارج و ضمن اعلام مجدد مبنی بر عدم توان خود برای پیگیری خواسته بر حق دانشجویان مذکور که تماما از نمرات و رتبه های بالای تحصیلی نیز برخوردار بودند ، وساطت نمود تا افراد مذکور از محل خارج و نیروهای امنیتی از برخورد بیشتر با آنان خودداری نمایند .
چهار جوان محروم شده از تحصیل که برای پیگیری مطالبات خود چشم امید به نماینده مجلس و اجرای قوانین و حتی برخوردی بر اساس حقوق انسانی و شهروندی خود داشتند ، با دیدن نیروهای سلاح به دست ناچار به ترک محل گردیدند. تا در سال جدید تحصیلی علیرغم داشتن کارنامه ها و رتبه های درخشان تحصیلی همچنان محروم از حق تحصیل بمانند.
دفاع از حقوق بشر جرم است!
شنا کردن خلاف جریان آب هم خود عالمی دارد و بس تماشایی است. در عصری که جمیع ملل عالم در تلاشند به نوعی از دشمنیها بکاهند و حقوق هر انسانی را پاس بدارند و آنچه را که سبب شده بین افراد انسان، که همه مخلوق یک خالقند و عابد یک معبود، جدایی بیفتد از میان بردارند و تحصیل و کسب علم را حق همگان میدانند و گامهایی در این جهت بر میدارند که به کسانی که از لحاظ مالی محرومیت دارند کمکهایی بکنند تا استعداد مکنون را ظاهر سازند با کمکهزینهء تحصیلی وارد دانشگاهها شوند، جمهوری اسلامی از کسانی که قدمی در راه دفاع از حقوق انسانها برمیدارند برآشفته میشود و ناسزا میگوید و آن را خلاف قانون میداند و خشم درون را به صورت کلماتی ظاهر میسازد که حرمت قلم را، که از دیرباز مورد احترام هر نویسنده و خبرنگاری بوده، خدشهدار میکند.
جهان ما به سویی پیش میرود که مرزهای ساختهء دست بشر را زائل سازد و گامهایی در جهت آسایش همگان بردارد. میخواهد از علم و دانش در جهت آسودگی نوع بشر استفاده نماید؛ میخواهد هر آنچه را که مانعی بر سر راه وصول به این مقصود است بالمرّه کنار بگذارد. حال سخن از دهکدهء جهانی به میان آمده است و این که همهء مردمان اهل یک خاک و یک زمینند؛ فرقی در میان آنها نیست؛ سعی دارند به سوی یگانگی پیش بروند. در این میان، حقوق بسیاری از انسانها نیز پایمال شده که مجامعی سعی دارند آن را برملا سازند و تلاش کنند حتّیالمقدور این حقوق را به آن انسانهای محروم بازگردانند. حتّی کسانی که در اثر تلاش این مجامع حمایت از حقوق انسانها متضرّر میشوند، زبان به هتّاکی نمیگشایند و خود را رسوای خاصّ و عام نمیکنند.
امّا، جمهوری اسلامی که، ماشاءالله صدای پرادّعایش گوش عالم کر کرده و کوس پرمدّعاییاش احدی را آسوده نگذاشته و خود را مجری حقوق بشر (امّا به سبک خود) میداند، برآشفته شده که چرا بیتالعدل بهائیان از وکیلی از وکلا تقدیر به عمل آورده که از حقوق بشر دفاع کرده است. زهی حیرت و حسرت که قلمبهمزدی در "جهاننیوز" این نیت مکنون را برملا ساخته و این منویات نهانی ضدّبشری را بروز داده و هم آن وکیل را و هم هر کسی را که حامی حقوق بشر باشد و هم هر کسی را که از اینگونه مدافعان حقوق انسانها تقدیر نماید تخطئه فرموده است. سخت پریشان شده که چرا برای کسی حقّ تحصیل قائل شدهاند و چرا به دیگری حق زندگی دادهاند. آنقدر به خشم آمده که مادّه فلان از کمیسیون بهمان را به رخ کشیده که هر گونه حمایت از حقوق انسانها ممنوع است و هر کس در این میدان قدم نهد قلم پایش را خُرد خواهند کرد و زبانش را خواهند برید و ساکتش خواهند کرد.
گیرم که چهار صباحی چهار نفر را از ورود به این میدان منع کردند و چند روزی در میدان نقض حقوق بشر ترکتازی فرمودند، با سرعتی که جهان به سوی یگانگی پیش میرود، دیگر های و هوی مخالفان حقوق انسانها رمقی نخواهد داشت که بخواهد در مقابل فریاد عدالتخواهی اهل عالم به گوش کسی برسد و یا جیغ و داد امثال "جهاننیوز" در متن کلام رسای نفوس عدالتطلب، محلّی از اِعراب داشته باشد. نور عالمتاب عدالت که بر جهان پرتو افکند، ظلمت ناقضین حقوق بشر را زائل خواهد ساخت، هرچند که نهایت تلاش خود را به کار برند که حقوق انسانها را پایمال نمایند؛ به زندانشان افکنند؛ زنانی را که طالب حقوق حقّهء خود به عنوان نیمی از جمعیت جهانند در زاویهء حبس محصور نگاه دارند؛ کارگرانی را که مطالبهء حقوق ماهها عقبافتادهء خود مینمایند به حبس افکنند. باشد که زمان غفلت اینان دیر نپاید؛ به خود آیند و بیش از این با ارادهء نوع بشر که خواهان برابری در جمیع میدانها است مخالفت ننمایند.
خبر جهاننیوز را میتوانید به تاریخ 12 مردادماه جاری با کد 30924 در سایت جهاننیوز مطالعه فرمایید.
جمعه 28 تیر 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
ساعت 4 صبح امروز(جمعه 28 تیرماه)یکی از اهالی کوچه ای که خانواده آقای مهران شاکر (از احبای کرمان) در آن ساکن هستند با استشمام بوی دود،متوجه می شود که خانه ای در کوچه شان آتش گرفته و بلافاصله آتش نشانی را مطلع می کند.خانواده شاکر منزل نبودندواز عصر پنج شنبه به قصد گردش به یکی از مناطق ییلاقی اطراف کرمان رفته بودند. کمی بعد ، حدود ساعت 5 صبح که ماشین آتش نشانی وپلیس به محل آمده و مشغول اطفاء آتش و صورت برداری و بررسی بودند،یکی از احبا که صبح زود عازم سفر بوده تصادفا از مقابل کوچه عبور می کند وبا مشاهده آتش نشانی و پلیس متوجه می شود که منزل آقای شاکر آتش گرفته است وفورا به یکی از خادمین و نیز صاحب خانه اطلاع می دهد. لازم به ذکر است که چندی قبل (در شب صعود حضرت بهاءالله) اتومبیل جناب شاکر را در پی تلفن های مکرر تهدیدآمیزی که به خانم ایشان شده بود، در جلوی منزلی که جلسه صعود در آن منعقد بوده آتش زده بودندکه البته خوشبختانه آن شب دوستان سریعا متوجه می شوند وبا کپسول آتش نشانی که داشتند آتش را خاموش می کنند و اتومبیل خسارت شدیدی نمی بیند؛ ولی این بار دراتاق پذیرایی که به نظر کانون آتش سوزی بوده کاملا همه چیز از بین رفته و حتی تیرآهن سقف از شدت حرارت خم شده و تلویزیون و کامپیوتر و مبلهای داخل هال نیز آتش گرفته و صدمه دیده اند . خانم شاکر پس از جریان آتش سوزی ماشین سیم کارت تلفنی را که از طریق آن تهدید می شدند،از رده خارج می کنند ولذا بعد از آن دیگر تلفن تهدیدآمیزی به ایشان نشده ولی احتمال مرتبط بودن این دو جریان قابل بررسی است. ظاهرا آتش نشانی در بررسی اولیه اعلام کرده که ممکن است علت،اتصالی برق باشد ولی بعد از رفتن پلیس و آتش نشانها ، زمانی که خانواده شاکر به محل میرسند، یکی از همسایه ها که تازه از منزل بیرون آمده و متوجه جریان می شود اظهار می کند که حدود ساعت 3.5 صبح صدایی شبیه انفجارشنیده که چون زیاد شدید نبوده و ادامه نداشته اهمیتی نداده است،صاحب خانه نیزعلائم مشکوکی در پشت بام و خانه مشاهده میکند.به هر حال قرار است خانواده شاکر با مراجعه به پلیس، آنها را در جریان مسئله تهدید قبلی و آتش زدن اتومبیل بگذارند و از آنها تقاضای بررسی وتحقیق بیشترجهت یافتن علت و عامل آتش سوزی نمایند. در صورت کسب اطلاعات جدید شما را در جریان خواهیم گذاشت.
پنجشنبه 30 خرداد 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
مونا محمودنژاد |
یکشنبه 26 خرداد 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اشنایی با دیانت بهایی،
روز مقدس به مناسبت
یکصد و شانزدهمین سالگرد صعود حضرت بهاءالله
28 می 2008
عکا، اسرائیل
چهارصد زائر بهایی از جمله هزاران پیرو حضرت بهاءالله در سراسر عالم خواهند بود که در 29 می ساعت 3 صبح برای گرامیداشت یکصد و شانزدهمین سالگرد صعودش در محل مرقد ایشان گردهم می آیند.
در سراسر کره ی زمین، هزاران نفر صورت هایشان را به سمت همان جایگاه مقدس – که برای بهائیان، مقدسترین نقطه ی عالم است – می چرخانند تا شبی را گرامی بدارند که در آن حضرت بهاءالله در منزل خود در نزدیکی شهر عکا در ارض اقدس به سال 1892 صعود کردند.
بقایای هیکل مبارک ایشان در همان ملک که اکنون محل زیارت اعضای جامعه ی بهایی سراسر عالم است، به خاک سپرده شد.
بسیاری از کسانی که در این برنامه در روضه ی مبارک شرکت می کنند، می توانند منزل ایشان، عمارت بهجی را زیارت کنند و برای دقایقی در همان اتاقی که ایشان ساعت های آخر حیات عنصری خود را سپری کردند، به دعا مشغول شوند.
اتاق دقیقاً به همان صورتی که در زمان حضرت بهاءالله بود، نگهداری شده است – حتی یک جفت کفش مبارک برای دیدن زائرین در آنجا موجود است.
حضرت بهاءالله در طهران، ایران متولد شدند اما همرا ه با گروه وسیعی از پیروانشان در سال 1853 از سرزمین مادری خود تبعید شدند و ابتدا به بغداد و سپس جایی که امپراطوری عثمانی بود و زندانی دورافتاده در شهر عکا روانه شدند.
زائرین می توانند سلول ایشان را نیز در زندان واقع در شهر قدیمی محصور و سه خانه ای را که یکی از آنها در بهجی است - جایی که حضرت بهاءالله بعد ازاینکه زمامداران شرایط حبس سخت ایشان را تسهیل کردند نهایتاً توانستند در آن اقامت کنند - زیارت نمایند.
بهائیان معتقدند که حضرت بهاءالله فرستاده ی خدا برای این عصر می باشند، که جدیدترین فرستاده درصف مربیان الهی شامل بودا، مسیح، کریشنا، محمد، موسی، و زرتشت از میان دیگران می باشند.
سالگرد صعود حضرت بهاءالله یکی از 9 روز مقدسی است که بهائیان کار را تعطیل می کنند.
منبع: سایت ساغر
مبلّغ حقیقی کیست؟ نویسنده: سلطان چندی بود که خامه در کاشانه لانه نموده و از سخن گفتن باز مانده بود، چه که گوش شنوایی یافت نمیشد و کسی را نگاهی به این سوی نبود که این بهائیان چه کسانند و چه میگویند؛ آیا راه راست در پیش گرفتهاند یا کجراهی را پیشهء خود ساختهاند. کسی دل به این سخنان نمیسپرد و خویشتن را گرفتار اینگونه گفتگوها نمیکرد. آسایش دنیا را میخواست و بیخبری از پایان که شعارش خوش بودن امروز بود و به فراموشی سپردن دغدغهء فردا. تو گویی باید در شیپور دمیدنی روی میداد تا آنها که به خواب رفتهاند بیدار میشدند و آنها که از گفتگو هراسان بودند به میدان میآمدند و آنها که از به زبان یا خامه جاری ساختن نام بهائیان گریزان بودند، در این میانه سخنی را که عمرها در ژرفنای دل پنهان ساخته بودند نمایان میساختند. دمیدن در شیپور که گویی روز رستاخیر را به یاد میآورد باید به گونهای میبود که حتّی آنان که خود را به خواب زدهاند مجبور شوند گوشه چشمی بگشایند تا ببینند این صدا از کجا است و گوشی فرا دارند تا ببینند از کدامین سوی این ندا برخاسته است که آرامش خیالی آنها را به هم زده است. ناگاه، به دستاویزی، گروهی یورش آوردند و چند نفری را اسیر ساختند که از دیرباز خود را آماده ساخته بودند تا گرفتار شوند و در این گرفتاری، که رمزها و رازها در آن نهفته بود، سخنانی را بیان کنند که پیش از آن فرصتی نیکو به چنگ نیاورده بودند بازگو کنند. سخن از حقّ و حقیقت بگویند و کلام آخر را باز بگویند حتّی اگر جانشان قصد ترک تن کند و روان از بدن سوی آسمان فرستاده شود. اینک زمان مناسب فرا رسیده بود که رو در روی به هر حملهای پاسخی داده شود و به هر تهمتی جوابی تا ابرها ترک آسمان گویند و خورشید حقیقت به تمام قوّت بدرخشد و نور بخشد و تیرگی را بشکافد و تاریکی تهمتها و دروغها را از میان ببرد. این ولوله فقط در شهر نبود که افتاد؛ فقط کشور را دستخوش شور و نشور نکرد؛ فقط روزنامههای محلّی را به بیان مطلب وانداشت؛ بلکه آشوب در جهان انداخت؛ نگاهها همه به این سوی برگشت؛ گوشها همه تیز شد که این چه ندایی بود و آن چه صدایی؛ آن که یورش آورد و ستم روا داشت، بر خلاف تصوّرش مورد هجوم واقع شد؛ روزنامهها نام "بهائی" را مطرح ساختند؛ آوازه در جهان پیچید، صیت امر بلند شد؛ شهرتش جهانگیر گشت، معروفیتش عالم را فرا گرفت؛ روزنامهای که خود را مدافع کسانی میداند که این ولوله را به راه انداختند در مقام جواب بر آمد، نسبتها داد، دروغها به هم بافت؛ تصوّر کرد طریق حق میپوید امّا خود را رسوای عالم ساخت و بدنام در میان جمیع امم نمود. تو گویی تبلیغی شد که خود بهائیان از عهده بر نمیآمدند؛ اینک همگان میپرسیدند که مگر بهائیان چه میگویند که حکومت مقتدری اینگونه هراسان شده که مدیرانشان را در زاویهء زندان مقر داده و کودکانشان را در مدرسه مورد اذیت و آزار قرار داده است؛ اگر وارد نشدن دانشجویانش به دانشگاهها خُرد و ناچیز جلوه میکرد اینک چون کوهی جلوهگر شد و اگر محرومیت مردان و زنانش از دست زدن به کار و کسب بیاهمّیت مینمود اینک نمودی بس نمودار یافت. پرسشها فزونی گرفت؛ آن کسان که وجدان را حاکم بر قلم و زبان میدانستند در مقام دفاع از بهائیان بر آمدند و آنان که طبعی پرسشگر داشتند زبان به سؤال باز کردند و بهائیان که در به در دنبال گوش و هوش بودند، خود را در محاصرهء اهل طلب یافتند و مشتاقانه به بیان اسرار پرداختند و رموز کلام حق را بیان نمودند. اهل جفا پنداشتند که بهائیان به التماس افتند و طلب آزادی یارانشان نمایند و دادخواست پر کنند و امضاء جمعآوری نمایند؛ امّا دیدند که نه آنان که به زندان رفتند زبان به استدعا گشودند و نه اینان که در بیرون بودند در طلب استخلاص عزیزانشان بر آمدند؛ نه آنان که اسیر بند و زندان شدند جبین در هم کشیدند و زانو لرزاندند و نه اینان اشک ریختند و هراسان گشتند. بلکه همه با هم دست به دعا برداشتند تا آنان که در زندانند خدایشان قدرت و استقامت بخشد و اینان که بیرون ماندند زبان به بیان بگشایند و اهل طلب را به سرچشمهء حقیقت رسانند. آنان که بهائیان را از تبلیغ منع میکردند خود سبب تبلیغ شدند و آنان که از تبلیغ این دین مبین هراسان بودند خودشان وسیلهای گشتند تا ندای الهی بلند شود و گوشها مشتاق شنیدن گردد. آن زمان بود که دریافتم گرفتاری یاران ایران مصیبت نبود بلکه موهبت بود؛ بلا نبود بلکه سفرهء پرباری بود برای کسانی که شوق پی بردن به طریق الهی را دارند و مایلند حق را بیابند هر کجا که باشد و از هر زبانی که بیان گردد. |
منبع: سایت ساغر
شنبه 18 خرداد 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
اساتید برجستهء ایرانی طالب آزادی زندانیان بهائی شدند
تورونتو، اونتاریو، 3 ژوئن 2008 (سرویس خبری بهائی کانادا) – پنج تن از رهبران ایرانی اندیشه مقیم توروتو از دبیرکلّ سازمان ملل متّحد خواستند برای آزادی بهائیانی که سه هفته قبل دستگیر شدند اولیاء حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد. آنها اگرچه خودشان اعضاء جامعهء بهائی نیستند، در نامهای با عباراتی متین و متقن در خصوص بازداشتها همراه با سایر موارد نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی نمودند.
این پنج تن عبارتند از پروفسور امیر حسنپور، پژوهشگر و استاد محقّق برجستهء ایرانی کردیتبار در دانشگاه تورونتو؛ هایده مغیثی، بانی اتّحادیه ملّی ایرانی زنان قبل از ترک ایران در سال 1984، جامعهشناس برجسته در دانشگاه یورک و مؤلّف سه جلد کتابهای "زنان و اسلام"، "نهضت طرفداری از حقوق زن و بنیادگرایی اسلامی" و "مردمگرایی و طرفداری از حقوق زنان در ایران" که توسّط روتلج، انتشارات دانشگاه آکسفورد و انتشارات مکمیلان انتشار یافته است؛ شهرزاد مجاب، مؤلّف و مدیر مؤسّسه مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه تورونتو؛ سعید رهنما، که مفسّر مطبوعات، استاد علوم سیاسی در دانشگاه یورک و مدیر پیشین دانشکدهء سیاست و ادارهء امور عمومی؛ و محمّد توکّلی طَرقی، مؤلّف مقالات و کتب متعدّد از جمله "شکلی تازه بخشیدن به ایران: شرقشناسی، غربشناسی، تاریخنگاری ناسیونالیستی"، و استاد تاریخ و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تورونتو. متن نامهء آنها ذیلاً نقل میگردد:
دوشنبه، دوم ژوئن 2008
جناب آقای بان کیمون، دبیرکلّ محترم سازمان ملل متّحد
عالیجناب
ما، دانشگاهیان کانادایی ایرانیتبار نگرانی خود از بازداشت مدیران جامعهء بهائی ایران که دو هفته قبل صورت گرفت، کتباً ابراز میداریم. اگرچه خود ما اعضاء جامعهء دینی مزبور نیستیم، امّا به عنوان ایرانی بر این باوریم که قابل قبول نیست که رژیم حاکم بر ایران نه محلّ بازداشت نفوس دستگیر شده را اعلام نماید نه اتّهامات رسمی را که دستاویز بازداشت آنها است بیان کند.
این جدیدترین اهانت به حقوق بشر پذیرفته شده در سراسر جهان به فهرست در حال افزایش موارد نقض حقوق بشری افزوده میشود که توسّط حکومت ایران علیه اقشاری که صرفاً مایلند فرصتی برای سعادت و آبادانی ایران به دست آورند ارتکاب شده است: یعنی روزنامهنگاران، رهبران دانشجویی، کسانی که برای پیشبرد حقوق زنان فعّالیت میکنند، رهبران کارگری، و سایر اعضاء آنچه که باید جامعهء مدنی پرتحرّک ایران باشد.
به قراری که اطّلاع داریم، در جدیدترین واقعه، روز چهارشنبه 14 مه 2008 مأمورین وزارت کشور ایران به منازل شش تن از هفت عضو گروهی که به هماهنگی امور جامعهء بهائی میپردازد، هجوم برده آنها را دستگیر کردند. این گروه، از زمان غیرقانونی اعلام شدن تشکیلات بهائی در سال 1983 تا کنون با اطّلاع حکومت ایران مشغول فعّالیت بوده است. هفتمین عضو اوایل ماه مارس دستگیر شده بود.
معتقدیم که جامعهء بینالمللی، بخصوص از طریق دوایر سازمان ملل متّحد باید آنچه را که در توان دارد به کار برده اولیاء حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد تا صیانت از حقوق بشر جهت امنیت و آزادی کلّیه مردم ایران را برقرار نماید.
تقاضا داریم که مقام دبیر کلّ اقدام عاجل به عمل آورده طالب آزادی مدیران جامعهء بهائی گردد و، شاید با مساعدت نهادهای مرتبط سازمان ملل متّحد که در اختیار اولیاء حکومت ایران قرار میگیرد، منطبق با میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران از جمله امضاءکنندگان آن است، در جهت حفظ حقوق بشر سایر گروههایی که در حال حاضر در ایران تحت حمله قرار دارند اقداماتی به عمل آید.
گیرندگان رونوشت:
عالیجناب استفن هارپر، نخست وزیر کانادا
ریاست جمهوری اسلامی ایران، توسّط سفارت جمهوری اسلامی ایران
نمایندهء ایران در سازمان ملل متّحد، عالیجناب سفیر، آقای محمّد خزائی
هیأت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در ژنو، عالیجناب سفیر آقای علیرضا معیوری
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر، بانو لوئیز آربور
شورای حقوق بشرسازمان ملل متّحد
با احترامات فائقه
پروفسور امیر حسنپور، دانشگاه تورونتو
پروفسور هایده مغیثی، دانشگاه یورک
پروفسور شهرزاد مجاب، دانشگاه تورونتو
پروفسور سعید رهنما، دانشگاه یورک
پروفسور محمّد توکّلی طرقی، دانشگاه تورونتو
چهارشنبه 15 خرداد 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
دستگیری بهاییان، این بار در یزد
بر اساس آخرین گزارشات دریافتی ، ساعت 10 صبح پنج شنبه مورخه 9/3/87 ، دو اتومبیل از سوی اداره اطلاعات یزد وارد محل کار آقای "مهران بندی" شدند. ایشان یک شرکت کامپیوتری را به نام "کمند" اداره میکردند که پخش عمده برخی قطعات رایانه را نیز بعهده داشتند.
وقتی ماموران وارد محل میشوند به کارکنان آقای بندی دستور میدهند که تمامی وسایل شخصیشان را جمع کرده، ببرند. پس از خروج کارکنان ، آقای مهران بندی را در دفتر نگه داشته و خود مشغول به تفحص میگردند.
این تفتیش حدوداً یک ساعت به طول میانجامد که در نهایت با جمع آوری سامانه های رایانه ای مربوط به شرکت به پایان میرسد. در پایان ایشان را از دفترخارج کرده و با تماس و هماهنگی با نیروی انتظامی درب محل را پلمب مینمایند و ایشان را به مکان نامعلومی منتقل میکنند، هر چند که اخبار غیر رسمی از انتقال ایشان به اداره اطلاعات یزد حکایت دارد.
از سوی دیگر در همان زمان عده ای دیگر نیز به منزل شخصی ایشان وارد میشوند و بعد از تفتیش، کامپیوتر و اجناسی دیگر را با خود میبرند. از دلیل بازداشت و اتهام آقای بندی هیچگونه اطلاعی در دست نمییباشد.
مقاله ای در باب صعود حضرت بهاءالله که برای مطالعه ی آن از لینک پایین استفاده نمایید.
دوشنبه 16 اردیبهشت 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اخبار های جامعه ی بهایی،
حرکتی جهانی به صف، ریختن آراء در صندوق و انتخاب اعضاء بیتالعدل اعظم
حیفا، 29 آوریل 2008 (سرویس خبری عالم بهائی) – در مراسمی که از ترکیبی از متانت و رزانت روحانی با تنوّعی جهانی برخوردار بود، هزار نفر از بهائیان از 153 کشور، امروز آراء خود را برای انتخاب نـُه تن اعضاء بیتالعدل اعظم، هیأت حاکمهء بینالمللی امر بهائی، به صندوق ریختند.
مدّت تقریباً سه ساعت، وکلاء دهمین انجمن شور روحانی بینالمللی در کمال متانت و وقار، یک به یک، در صفی مرتّب، به سوی مقرّی که در کمال شکوه و زیبایی آراسته شده بود، قدم برداشتند و هر یک رأی خود را در صندوق سادهء چوبی انداختند.
آراء شبانگاه شمرده خواهد شد و فردا صبح نتیجهء آن اعلام خواهد گردید. این جلسه مطالعهء جهانگرایی، صفت بارز امر بهائی، بود. امر بهائی دارای پنج میلیون پیرو است و تقریباً در تمامی کشورهای جهان استقرار یافته است.
وکلا، از هر کشوری به ترتیب حروف الفبا، فرا خوانده میشدند. بسیاری از آنها در کمال مباهات لباسهای سنّتی یا بومی خود را به نشانهء تصدیق اعتقاد خود به مفهوم وحدت در کثرت، پوشیده بودند. نتیجهء آن صحنهای رنگارنگ و شاد بود؛ خانمها در لباسهای قومی درخشان یا کت و شلوار زنانهء ساده، در کنار مردان در لباسهای رسمی غربی یا البسهء قبیلهای که به رنگهای شاد بود، قرار داشتند.
جریان رأیگیری با تلاوت ادعیه شروع شد؛ سپس بانو پنی واکر ، رئیس انجمن شور روحانی به اختصار صحبت کرد. دکتر واکر گفت، "با قلوبی مشحون از هیجان از دستاوردهای عالم بهائی در سنهء ماضیه، و با افئدهء مملو از شکر و سپاس به ساحت حضرت بهاءالله که این مجمع فوقالعاده عالی از مؤمنین به خود را میسّر فرموده که از جمیع اطراف و اکناف جهان به ارض اقدس بیایند، در این مکان جمع شدهایم تا به انتخاب اعضاء بیتالعدل اعظم، معهد اعلای امر مبارک اقدام کنیم."
دکتر واکر، که در امر بهائی دارای منصب مشاور بینالمللی است، اصول کلّی راه و رسم تصویت را بیان نمود که در طیّ آن، وکلا اسامی نـُه نفر را که به نظر آنها بیش از همه حائز شرایط لازم جهت خدمت در بیتالعدل اعظم هستند، مرقوم میدارند.
دکتر واکر اظهار داشت، "همانطور که واقفید، جریان انتخابات بهائی ماهیتی نهایتاً روحانی دارد؛ ویژگی بیمثیلی که خاصّ نظم اداری الهی ما است. کلام حضرت ولی امرالله را به خاطر داشته باشیم که به ما امر فرمودند در کمال خلوص و انقطاع «و با توجّهی تامّ و نیّتی خالص و روحی آزاد و قلبی فارغ اقدام نمایند»[1][1]"
وکلای انجمن شور روحانی اعضاء محافل روحانی ملّی بهائیان جهان هستند، که خود آنها در کشورهایشان توسّط نمایندگان منتخَب آحاد بهائیان برگزیده شدهاند. به این ترتیب، عملاً هر یکی از بهائیان بزرگسال در جهان از فرصت شرکت در انتخاب اعضاء معهد اعلی، که هر 5 سال یک مرتبه رخ میدهد، برخوردار میشوند.
حدود پانصد نفر از 1494 وکیل انجمن شور روحانی، به دلائل شخصی یا هر دلیل دیگر، نتوانستند شخصاً برای رأی دادن حضور یابند. کسانی که نتوانستند حضور یابند، رأی خود را با پست ارسال داشتند، و موقعی که اعضاء هیأت نظّار آراء غایبین را میآوردند، مکثی برقرار میشد، پاکتی را بیرون میآوردند و محتوای آن را داخل صندوق میریختند.
در مورد ایران، که 000ر300 نفر بهائیانش با اذیت و آزار شدید مواجهند و نظم اداری بهائی غیرقانونی اعلام شده، غیبت وکلایش با قرار دادن 95 شاخه گل سرخ در جلوی صحنه و قرائت پیام بهائیان ایران، جلوهای چشمگیر داشت.
در این پیام آمده است، "اگرچه شرایط موجود ما را از فیض حضور در این جمع نوراء محروم نموده، امّا ما روحاً با شما هستیم، و این سبد گل را به نشانهء عشق و محبّت خود به شما تقدیم میداریم."
ماهیت انتخابات بهائی
رأیگیری امروز منعکس کنندهء جریان بیمثیل انتخابات بود که بر صلاحیت و قابلیت تأکید دارد نه بر وعدههای انتخاباتی، یا به حساب آوردن پول یا سایر موانع تصدّی منصب.
هیچ حزب یا خطّ مشی سیاسی وجود ندارد؛ از جمیع انواع مبارزات انتخاباتی اکیداً اجتناب میشود؛ هیچکس نامزد عضویت نمیگردد. بلکه، بعد از تلاوت ادعیه و تفکّر و تعمّق، هر یک از وکلا صرفاً اسامی نـُه نفر را که به نظر او بیش از همه دارای صلاحیت و قابلیت خدمت هستند مینویسد.
این دستورالعملها در کلّیه انتخابات بهائی رعایت میشود و از هدایت مندرج در آثار بهائی برخوردار است که انتخاب کنندگان "باید نفوسی را در نظر گیرند که صفات لازمهء وفاداری صرفه و خلوص محضه و حُسن درایت و لیاقت و کفایت و تجارب کافیه را بیش از سائرین حائز باشند."[2][2]
در سطوح محلّی و ملّی، هر بهائی بزرگسالی برای انتخاب واجد شرایط است. برای عضویت در بیتالعدل اعظم، هر فرد بهائی از جنس ذکور در هر نقطه از عالم که باشد حائز شرایط انتخاب شدن است.
بعضی از ناظران سؤال کردهاند که بدون وجود احزاب، نامزد و مبارزهء انتخاباتی، چگونه میتوان انتخابات را اداره نمود؛ بهائیان معتقدند نظام آنها به جلوگیری از تشتّت و دو دستگی و مواردی مانند خرید و فروش آراء، دیون انتخاباتی، یا جناحگرایی کمک میکند.
سوزان تاماس، یکی از وکلای انجمن شور از کانادا، اظهار داشت، "چون هیچ فرایند تعیین نامزد وجود ندارد، بنابراین هیچ مبارزهء انتخاباتی نیز وجود نخواهد داشت. در نتیجه، هیچ فرصتی برای افراد وجود ندارد که، چه به صورت بزرگ جلوه دادن صفات و کمالات خود یا یافتن نقاط ضعف در سایر نامزدها، دیگران را تشویق کنند به آنها رأی دهند. زیربنای کلّ این جریان اتّکاء به دعا و تلاشهای وکلاء انجمن شور به کسب آگاهی از فعّالیتهای جامعهء بهائی در سراسر عالم است."
انسجام رأیگیری
در موقع رأیگیری، موارد خطّ مشی مشخّصی، که برخی قابل رؤیت و برخی غیرقابلرؤیت است، رعایت میشود تا انسجام جریان رأیگیری تضمین گردد.
مهمتر از همه، اعضاء فعلی بیتالعدل اعظم به طور گروهی، در جلو و وسط، به عنوان ناظران بدیهی جریان جالس شدند. سپس، موقعی که ریختن آراء شروع شد، صندوق رأی به سوی وکلای مجتمع برگردانده شد تا مشاهده نمایند که خالی است. و وقتی که ریختن آراء به صندوق به پایان رسید، با نواری که امضاء رئیس هیأت نظّار، خانم تلما خلقتی، وکیل انجمن شور از گینه، را داشت، مهر و موم شد.
سه نفر از اعضاء هیأت نظّار، روی صحنه، به خانم خلقتی کمک میکردند؛ آنها رأیدهندگان و آراء غایبین را با فهرست اصلی اسامی وکلاء انجمن شور به دقّت مقابله و نظارت میکردند که آراء به دقّت داخل صندوق قرار گیرد.
نوزده نفر اعضاء هیأت نظّار به اضافهء رئیس هیأت مزبور و دستیارش بودند و اسامی همه اعلام گردید. آنها توسّط بیتالعدل اعظم انتخاب شده بودند و موقع ورود به حیفا این انتصاب به آنها ابلاغ گردید.
بهاریه روحانی معانی، مسئول آراء انجمن شور روحانی اظهار داشت، "اعضاء هیأت نظّار از کلّیه نقاط دنیا، و با پیشینههای متفاوت بودند و برای نظارت و تضمین جریان در آنجا حضور دارند."
در سال جاری، وکلایی از کشورهای استرالیا، برزیل، کانادا، شیلی، جمهوری دموکراتیک کنگو، فرانسه، گینه، مجارستان، هندوستان، اندونزی، جامائیکا، جزایر مارشال، پاپوآ گینهء نو، سنگاپور، تایوان، ترکیه، اوگاندا، انگلستان، ایالات متّحده، وانواتو، و زامبیا به عضویت هیأت نظّار منصوب شدند.
اعضاء هیأت نظّار در اطاق شمارش، در مقرّ بیتالعدل اعظم، به طور مجزّا قرار خواهند گرفت تا شمارش آراء و بررسی چندجانبهء آنها به اتمام برسد؛ جریانی که در چند سال گذشته تا بعد از نیمهشب به طول انجامیده است.
خانم معانی اظهار داشت، "جریان انتخابات عملاً سال گذشته، با انتخاب اعضاء محافل روحانی ملّی و جریان تأیید اسامی آنها شروع شد." اعضاء شوراهای ملّی مزبور به عنوان وکلای انجمن شور روحانی بینالمللی عمل میکنند. خانم معانی گفت، "سپس، وقتی آراء با پست میرسد، هر اسمی با اطّلاعات پایگاه دادهها مقابله میشود تا اطمینان حاصل شود شخصی که رأی خود را میفرستد یقیناً عضو محفل روحانی ملّی باشد."
خود آراء عبارت از برگههای کاغذ چاپی با جای خالی مستطیلشکل برای نـُه اسم (و جای دیگری برای نام کشور یا عنوان شناسایی دیگری در صورت لزوم) است. برگههای آراء بین اسامی پرفراژ شده است، و وقتی در اطاق آراء قرار میگیرند، اعضاء هیأت نظّار هر برگه رأی را به نـُه قسمت تقسیم میکنند که نتیجهء آنها بیش از 000ر13 رأی فردی است. به گفتهء خانم معانی، اعضاء هیأت نظّار در گروههای دونفره تحت نظارت رئیس هیأت کار میکنند، بررسی همهجانبه صورت میگیرد و سپس برگههای کاغذ در سلسله جعبههایی که به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده برای تکمیل نگهداری حساب آراء مرتّب میشود. خانم معانی گفت، "این جریان کاملاً با دست صورت میگیرد. جای هیچ تردیدی وجود ندارد."
مادام که شمارش آراء تمام نشده، هیچکس اطاق را ترک نمیکند. در صورت لزوم، بعد از برداشته شدن مهر و موم صندوق، غذا به داخل اطاق آورده میشود. وقتی شمارش آراء تمام شود، کلّیه اعضاء هیأت نظّار نتایج را امضاء میکنند و برای تصویب به بیتالعدل اعظم تقدیم میشود.
در این بین او با بهائیان آشنا می شود و اقدام به مطالعه کتب امری به قصد پی بردن به نکات ضعف بهائیان می کند. روزی در مکانی عمومی، شخصی بهائی مشغول تلاوت لوح سلطان با صدایی خوش و بلند بود، جناب اشراق خاوری احساس می کند برای شنیدن این قبیل کلمات تشنه است و پس از ملاقات با احبا مومن می شود و به تبلیغ، تعلیم، تدریس و تالیف می پردازد. صبح روز بعد از ایمان، که خبر آن در شهر ملایر منتشر شده بود، جناب اشراق خاوری اینطور حکایت میکنند: " صبح که از منزل خود، اتاقی داخل مسجد، بیرون آمدم دیدم مردم طور دیگر به من نگاه میکنند... مردمی که روزهای دیگر چون مرا میدیدند تعظیم می کردند و دست میبوسیدند امروز بهیچوجه اعتنائی نمی کنند، انتهی. ایشان در طول سالهای زندگی بعلت بهائی شدن بارها از منزل خویش طرد میگردد. جناب اشراق خاوری تقریبا سی سال از عمر هفتاد ساله خود را صرف تحقیق در آثار مبارکه و تالیف کتب نمود. در سال 1351 ه.ق در طهران به ملکوت ابهی صعود نمود. از آثار تالیف شده توسط ایشان می توان رساله تسبیح و تهلیل، مائده آسمانی در 9 جلد، اقداح الفلاح ، گنج شایگان، محاضرات در دو جلد، درج لئالی هدایت در سه جلد، کتاب گنجینه حدود و احکام، قاموس ایقان در چهار جلد، پیام ملکوت و... تعداد زیادی اثر دیگر را نام برد
حضرت بهاءالله میفرمایند: «... مقصود اصلاح عالم و راحت امم بوده. این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتحاد و اتفاق، و آن حاصل نشود مگر به نصایح قلم اعلی... قسم به آفتاب حقیقت، نور اتفاق آفاق را روشن و منور سازد.»[1]
همچنین میفرمایند: «ای اهل عالم، فضل این ظهور اعظم آنكه آنچه سبب اختلاف و فساد و نفاق است از كتاب محو نمودیم و آنچه علت الفت و اتحاد و اتفاق است ثبت فرمودیم.»[2]
دوشنبه 26 فروردین 1387
نویسنده: مدیر طبقه بندی: اشنایی با دیانت بهایی،

اشنایی با دیانت بهایی
(33)
عکس هایی از مقام اعلی
(2)
مطبوعات
(1)
بررسی مساله ی خاتمیت از رویکرد جامعه شناختی
(1)
مقالات
(32)
دیانت مسیح و بهایی
(2)
خاتمیت در قرآن
(2)
دیانت مقدس اسلام
(1)
اخبار های جامعه ی بهایی
(15)
بیانات مبارکه
(7)
اشعار
(2)
عکس
(1)
نماز
(4)
معرفی کتاب ومقاله (دانلود)
(2)
برخی از تعالیم دیانت بهایی
(14)
قائمیت در اسلام
(3)
حکایات امری
(1)
شرح حال
(1)